سلام
میگویم تا بدانی...
اینجا هوا سرد است؛ و سرما را پایانی نیست...
مردم سلاح سرد به کمر می بندند و لیک، جنگ سرد تمامی ندارد...
امروز هم مثل همیشه با خونسردی تمام روزنامه ها را ورق زدم؛خبر خاصی نبود اما دوباره صفحه حوادث تیتر زده است:جـــوانی از ســـرما مرد!
چند روزی است که حالم خوش نیست! تب سردی گرفته ام! یکی گفت: سردی ات کرده و دیگری برایم دوش آب سرد تجویز کرد...
یادش بخیر؛کوچه ی خاکی بچگی مان را امروز آسفالت سرد ریختند، میخواستم اجازه ندهم؛ اما مرد سرد احساسی با چوب به صورتم زد! کبودی صورتم را کیسه ی آب سرد بهتر کرد؛اما دلم...

ناراحت نشو...
چاره ای نیست؛ رابطه ها سرد شده؛ اما نمیدانم میان این همه ســرما چرا بازار سردخانه بیمارستانها اینقدر داغ است؟
» کلمات کلیدی :

