ابزار رایگان وبلاگ

سفارش تبلیغ
صبا


میرزا بنویسان

 

چند وقتی بود که وبلاگ تار عنکبوت بسته بود و به این کله ی پوک بچه مرشد مطلبی وارد و خارج نشده بود! دیگه کم کم داشتیم میرفتیم مطب روانپزشک که با قرص و آمپول و از این حرفا یه کاری بکنیم که بچه ها گفتن نمایشگاه مطبوعات راه افتاده و وزیر ارشاد هم خیلی ناراحته که چرا من توی افتتاحیه نبودم!

خلاصه بعد از تماس تلفنی با وزیر و کلی صغری کبری چیدن کدروت ها رفع شد اما تنها به این شرط:

که بنده خاطره ی سال پیش نمایشگاه را روی وب بذارم. ما هم گفتیم "چشم" و ایشون هم فرمودن: "چشمت بی بلا بچه مرشد"

یادم میاد پارسال توی یک روز بارونی خودم را در راس یک هیئت سه نفره با هزار زور و زحمت به مصلی تهران رسوندم. بنده همیشه بخاطر محبوبیت و شهرت بیش از حد با لباس مبدل در جمع حاضر میشم؛ اما از قضا اونروز گاومون دوقلو زایید و گریم صورتم پاک شد، لذا یک بچه مرشد بود و هزاران هوادار سینه چاک!

خلاصه پس از امضای 435632 برگ سپید و گرفتن 53325 عکس یادگاری وارد سالن شدم و یک به یک غرفه ها را زیر و رو کردم! توی غرفه های داخلی چیز خاصی به چشم نیومد؛ لکن برای خالی نماندن عریضه یه چیزایی مینویسم تا با هم بخندیم!

غرفه موسسه اطلاعات:

بچه مرشد: آقا چرا لوگوتون اینقدر کهنه و زشته؟! نمیخواید فکری براش بردارید؟

مسئول غرفه: بچه مگه نمی دونی لوگوهای با اصالت را عوض نمیکنن؟!

بچه مرشد: الان شرکت سونی هم به این نتیجه رسیده که لوگوش قدیمی شده! چه برسه به شما!

مسئول غرفه: برو وا نَسا!!! 

بچه مرشد: میدونی چیه؟

مسئول غرفه: نه چیه؟!

بچه مرشد: حیف که نانچیکوم همرام نیست! وگرنه من میدونستم و غرفه تون!

مسئول غرفه: بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق

 

غرفه مجله ایرانخودرو

بچه مرشد: سلام

مسئول غرفه: گیرم علیک!

بچه مرشد: شما مجله تون هم مثل ماشیناتونه؟

مسئول غرفه: فحش دادی؟

بچه مرشد: نه بابا! اصلا ولش کن؛ سیگار داری؟

مسئول غرفه: بــــــــــــــــــــــــــــــوق

 

غرفه مجلات زرد

بچه مرشد: آقا حیفِ طرح جلد نیست که عکس این بوزینه را روش زدید؟( بوزینه= یه بازیگر جوان و آینده دار)

مسئول غرفه: بچه میام جفت گوشاتو میبرم میذارم کف دستت! برو گمشو!

بچه مرشد: با من بودی؟

مسئول غرفه: پ ن پ با خودم!

بچه مرشد: بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق

 

غرفه مجله آشپزی قابلمه

بچه مرشد: گُشنمه!

مسئول غرفه: به من چه؟!

بچه مرشد: پس به کی چه؟

مسئول غرفه: چی پس به کی چه؟

بچه مرشد: چی چی پس به کی چه؟!

مسئول غرفه: بــــــــــــــــــــــــــــــــوق

 

نمایشگاه مطبوعات

 

از طنز و شوخی که بگذریم؛ پس از اون بچه مرشد نرم و آهسته به سراغ مجلات و خبرنگاران خارجی رفت...

غرفه ی قطر

مردی بی ادب که بی شباهت به خمره ی شراب هم نبود؛ روی صندلی لم داده بود و حوصله ی کسی را هم نداشت! با شتاب جلو رفتم و با لحن عربی سلام و چاق و مشتاق کردیم! اما وقتی فهمید که من ایرانی هستم؛ سعی کرد با مترجم صحبت کند!

به او فرمودم: اهلا و سهلا! مرحبا بکم! 

مترجمش عرض کرد: تازه اومده زیاد حوصله صحبت نداره!

فرمودم: پس اومده واسه ی چی؟! 

عرض کرد: خب زیاد سخت نگیر!

بنده هم چون خیلی بهم برخورده چشمم را روی هم گذاشتم و باصدای بلند فرمودم:

چطور میزبان جام جهانی شدید؟!هان!!!

خودش عرض کرد: برو توی اینترنت سرچ کن!

ما هم نهایت غرور ملی را به خرج داده و عنوان فرمودیم:

من سرچ کردم دیدم شما با رشوه جام جهانی را گرفتید! راستی یادت باشه که از اینور تا اونور کشور ما 3ساعت با هواپیما راهه! ما در برابر شما مثل یه قاره ایم! مرتیکه...

 

غرفه تاجیکستان

 

یک خانم چشم بادامی  روی صندلی نشسته بود و با روی خوش تمام سوالات بازدید کنندگان را پاسخ می داد! از اونجایی که حسابی به جزئیات دقت میکنم؛ دیدم که پرچم کشور تاجیکستان برعکس نصب شده(در عرف دیپلماتیک بدترین توهین نصب وارونه ی پرچم کشوری است). به خانم تاجیک گفتم:

پرچمتون وارونه است! دقت کنید! و شروع کردم به درست کردن پرچم

کم مونده بود که چشماش از کاسه بیرون بیاد! حسابی از بچه مرشد تشکر کرد و گفت:

اگه سفیرمون دیده بود؛ بدبختم می کرد! خداعمرتون بده...

 

غرفه ی اروگوئه

 

تنها فورلان بازیکن تیم ملی اروگوئه را میشناختم و بس!

پس با مسئولین راجع به فورلان و ضربات ایستگاهی اون صحبت کردم و اندکی هم درباره طعم بد برنج اروگوئه...

 

غرفه های قاره سیاه!

 

اسم غرفه ها را یادم نیست؛ اما با عبدالله از آفریقای جنوبی بسیار درباره تحکیم وحدت اسلام صحبت کردم و آخرش هم یه سبیل بوسی اساسی!

 

خلاصه

نمایشگاه مطبوعات هرسال بدتر میشه! امسال مگه اینکه آسمون به زمین بیاد که برم!

 

پی نوشت: گردنم درد گرفت از بس نوشتم! حوصله ی ویرایش نیست، کسی غلط تایپی نگیره!

 

 

 


[ یکشنبه 91/8/7 ] [ 11:59 عصر ] [ راشد خدایی ] [ پامنبری ها () ]


.: Weblog Themes By rashedkhodaei :.

درباره بچه مرشد اعلی الله مقامه الشریف

در دورانی که افـتـخـار بعضــی هـا مخالفت بـا "اصل اسلام" به اسـم "روشـنـفـکـری" اسـتـ؛ "تکلیف" ما فدا شدن در راه آن است

پیچک