ابزار رایگان وبلاگ

سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران


میرزا بنویسان

سلام دوستان،چند سالیه که یکی دو جین سوال بدون جواب تو ذهنم دارم که هنوز هم نتواستم جوابی برای آنها پیدا کنم.فکر میکنم که این سوالات برای شما هم آزار دهنده شده،اما این سوالات از چه قراره:

دوست دارم خیلی رک صحبت کنم!تمامی آنها مربوط هستند به سینمای ما

1-سینمای دفاع مقدس

درسته که در هشت سال دفاع مقدس،انسانهایی بودند که جانانه ایستادگی کردند و مظلومانه شهید شدند که ما حتی خاک پای خیلی از آنها هم نیستیم،اما اکثرفیلمهایی که ما از جنگ ساخته ایم نا امید کننده بوده است 

چرا تمام فرماندهان فیلمهای جنگی یا حاجی هستند یا سید؟

چرا اسلحه تمام فرماندهان عراقی کلت است ولاغیر؟

چرا تیر تفنگ کلاش بسیجی ها هیچ وقت تموم نمیشه؟

چرا یه بچه بسیجی میتونه یک گردان عراقی را همینجور درو کنه؟

چرا سربازهای عراقی همه احمق هستند؟

چرا همه بیسجی ها ریش دارند؟

چرا عراقی ها همه سبیل دارند؟

2-سینمای خانوادگی

قابل توجه،آنهایی که دوست دارند علت فروش پایین فیلمهای از این دست را بدانند

چرا فیلمهای خانوادگی،همه با عروسی تموم میشن؟

چرا اسم همه ی مادر بزرگها،یا عزیزه یا خان جون؟

چرا همه توی فیلم قرمه سبزی خان جون را دوست دارند؟

چرا پدر بزرگها همیشه در حال حافظ خوانی هستند؟

چرا آقایون کارمند،هیچ وقت فرصت نمیکنند صبحانه بخورند؟

چرا همه دختر بچه های تا13سال با عروسک بازی میکنند و مدام از بابا می پرسند...یعنی چی؟

چرا حیاط خونه ی عزیز جون،حوض بزرگ آبی داره؟

3-سینمای عاشقانه(درِ پیت!)

درسته که صنعت اتوبوسرانی ایران وابسته به این فیلمهااست،و اگر این فیلمها نباشه مردم تو اتوبوس حوصله شون سر میره،اما دلیل نمیشه که ما سوالاتمون را عنوان نکنیم

چرا همه ی این فیلمها سر و تهی ندارند؟

چرا تو همه ی این فیلمها یک آدم خبیث هست که نمیذاره دو تا جوون به هم برسند؟

چرا داستانهای این فیلمها شبیه به هم هستند؟

چرا من اصلا حال ندارم راجع به این فیلمها "چرا "بذارم؟

4- سینمای وحشت

فیلم خاصی یادم نمیاد!اما توی چند تایی که دیدم:

چرا وقتی این فیلمها را میبینیم اصلا نمیترسیم؟

چرا توی همه ی این فیلمها،یک زن افسرده ی دیوونه است؟

چرا فیلمنامه ها همه اقتباسی است؟

5-سینمای تخیلی

شما هم اگر فیلمی دیدید،که تخیلی بود خیلی سوال براتون پیش میاد پس بهتره نبینید.اما اگر هم دوست داشتید فیلمی پیدا نمیکند،پس

چرا ما فیلم ایرانی تخیلی نداریم؟

واقها چرا؟

 


[ چهارشنبه 90/4/29 ] [ 7:54 عصر ] [ راشد خدایی ] [ پامنبری ها () ]

 

با خودم عهد کرده بودم که دیگر نقدی بر سیما ننویسم،اما متاسفانه ساختمان پزشکان فضاحت را بحدی رساند که مجبور شدم 

در پستهای قبلی نوشته بودم که سینما وسیما چند سالی است رو به اضمحلال رفته است.اما نمیدانم که مشکل از کجاست.شاید تقصیر هنرمندان متعهد است که چند سالی است که عرصه را برای تاخت وتاز بی وجودان باز گذاشتند.یا حتی مشکل از مخاطب است که ذائقه ای ندارد و هر فیلمی را تماشا می کند.

چند هفته ای است که شاهد پخش سریال به اصطلاح طنز ساختمان پزشکان از شبکه سه هستیم.شاکله کار به نوعی است که مخاطب را بسمت ناکجاآباد ذهن سروش صحت سوق دهد.بازیگر نقش اول این فیلم یعنی بهنام تشکر که مفصلا درباره او بحث شد،نماد مردهای بی غیرت امروزی است.که متاسفانه تبدیل به مانکن سریال های امروزی شده است.از طرفی بیژن بنفشه خواه هم که نقش دکتر ملکی را بر عهده دارد،برای تمامی کسانی که بمب خنده را دیده اند شناخته شده است.اما دیشب قرار بود که دکتر ملکی با منشی خودش،همینجوری دروغکی ازدواج کند!خانم منشی همینجور الکی در مقابل پزشکان چشم دریده لباس عروس پوشیدن!و ادامه کارهای الکی!

 از طرفی ناصر همسر برادر بی غیرت خود را تهدید به کتک زدن میکند و دائما با الفاظ رکیک او را مورد تعارض قرار می دهد.در ضمن پدر دکتر نیما هم که نماد پیرمردی هوسران و ... است در این قسمت مظنون به تعدد زوجات است.چندی بود که علامت سوالی در ذهن داشتم و آن بود که:در نقدی خوانده بودم که آقای صحت دارای افکار کمونیستی است،اما بحمدالله آن علامت سوال هم پاک شد.

 

جای تاسف اینجاست که روند ابتذال در سیما هم با شیب فوق العاده تند در حرکت است.اگر چند وقت دیگر در سیما شاهد پخش رقاصی و آوازه خوانی هم بودید زیاد تعجب نکنید.

اما جناب مهندس ضرغامی،ریاست محترم رسانه ملی،شما در پیشگاه خداوند وشهدا چه جوابی دارید؟

 


[ دوشنبه 90/4/13 ] [ 1:21 عصر ] [ راشد خدایی ] [ پامنبری ها () ]

روز جمعه11تیر ماه سال 1361 بود.آن سالها مصادف شده بود با ماه مبارک رمضان.مطابق معمول شهید صدوقی در حال ایراد خطبه جمعه بودند.مثل همیشه خطابه ایشان همچون خاری در چشم دشمنان و منافقان بود.اما این آخرین خطبه جمعه بود.آری بعد از نماز جمعه بود که منافقان کوردل به خیال خود خواستند جلوه خداوندی را خاموش کنند.....

اما از آن سال بود که ما دل خوش کرده بودیم به یگانه فرزندش که رسالت پدر را بحق بخوبی به انجام رسانید.او که در جوانی یار امام بود.وپس از امام یاور رهبر.

 

دیگر اتفاق مهم امروز این بود که سالگرد سومین شهید محراب در دارالعباده برگزار شد،اما بزگترین میزبان امروز مهمان شهیدان شد.آری امروز حجه الاسلام محمد علی صدوقی تنها یادگار سومین شهید محراب آیت الله صدوقی درست در روز سالگرد شهادت پدر میهمان او شد.

افسوس،افسوس که او دولت مستعجل بود...

شادی روحش صلوات


[ شنبه 90/4/11 ] [ 3:54 عصر ] [ راشد خدایی ] [ پامنبری ها () ]
.: Weblog Themes By rashedkhodaei :.

درباره بچه مرشد اعلی الله مقامه الشریف

در دورانی که افـتـخـار بعضــی هـا مخالفت بـا "اصل اسلام" به اسـم "روشـنـفـکـری" اسـتـ؛ "تکلیف" ما فدا شدن در راه آن است

پیچک